|
درباره ما
تماس پیوند ها |
نقل مطالب ماه مگ بدون ذکر ماخذ ممنوع است
|
|
|
|
![]() - رضا بی شتاب- یداله رویایی- مهناز بدیهیان- راحله یار- مجید نفیسی- حسن بصیری- سهیل پاشازاده-شهاب مقربین-سعدی-خیام ![]() تقدیم به همه ی انسانهایی که برای حقوق برابر تلاش می کنند. صدایم کن ارغوان ، بانو بانوی ارغوانی
![]() ".......و درست در سنی که سایرین آرزوی ماه را داشتند، کلماتی جادویی بگوش این دختر می رسد، کلماتی که به او اجازه ی ورود به شهر هزار دروازه ی " خود" را می دهد. ![]() چخوف در دانشگاه مسکو به تحصیل پزشکی پرداخت، اما همچنان به دنبال راهی برای تأمین رزق و روزی خانواده بود. آسانترین کار برای او نوشتن بود. نام و آوازه و پشتیبانی نداشت، ![]() سراسر زندگی کامو به یک معنا کشمکش با "جبر سرنوشت" بود، برای محقق ساختن آزادی. او در "افسانه سیزیف" مینویسد: «هیچ سرنوشتی نیست که نتوان با تحقیر بر آن غلبه کرد.»
در این شهر بیگانه، شهر فرشتگان
کسی بالهای نوازشش را نمی گشاید و کشیش ها با تن عریان کودکان به محراب می روند !!! اینجا شهر فرشتگان است جایی که نفس فرشته ها را بریده اند و روی بالهایشان سازمان سیا داغ تفتیش سوخته است ![]() قانونگذاران آمریکایی گفته اند: "۵۳۹ سال قبل از میلاد مسیح کورش کبیر یکی از اولین منشورهای حقوق بشر را بنیان گذاشت، منشوری که برده داری را لغو کرد و آزادی دینی را اجازه داد."
افلاطون ، میگوید که « مهرورزیدن به یک خوبی یا ارزش » است که انسان را به آن خوبی وارزش میکشد و تحول میدهد ، و تنها شناخت خوبی یا ارزش ، به خودی خود ، برای واقعیت دادن آن خوبی یا ارزش دراجتماع ، بسا نیست .
شما به هیچ وجه مجبور نیستید که فقط نشان بدهید با سکولاریسم رابطه خوبی میتوانید داشته باشید . سکولاریسم همان تفکر و فرهنگی است که تنها دشمنش و باز هم تنها دشمنش تمام دینی های آسمانی و الهی و امامی و .....است !
آيا می توانم بگويم که چرا ديه من نصف ديه يک مرد است و چرا ارث من يک دوم است و چرا من حق سرپرستی و قيموميت بچه هايم را ندارم و چرا من يک ناقص العقل شناخته می شوم و چرا نمی توانم شهادت دهم و قضاوت کنم؟ چرا من به عنوان يک زن اگر عاشق بشوم، اگر بخواهم مردی را ببوسم و اگر بخواهم همان کار شوهرم را بکنم و مردی را صيغه کنم تا حد مرگ شلاق می خورم و محکوم به سنگسار می شوم؟
|
. سالی دیگر هم بتاریخ اضافه شد. سالی که برای مردم ایران سال آسانی نبود و در حالیکه به شجاعت و یکدلی مردم ما افزود، اما به حس نا امنی ما برای زیستن در آن آب و خاک نیز اضافه کرد.
سالی که تصویر چهره ی جوانان و مردم ایران هر روزه در صدر جراید جهان قرار گرفت و بسیاری از نامها چون نام ندا بصورت سمبل و اسطور ه ی شجاعت مردم ایران ، بخصوص زنان ایران ورد زبانها شد. . همه ی آنهایی که قلم در دست داشتند گفتند و نوشتند، عده ای بر علیه مردم بپا خواسته ی ایران و عده ای برای رهایی ملت و حمایت از صدای راستین مردم ایران. مجله ی ماه مگ که هم اکنون در ایران فیلتر شده است سعی در انتشار آثار ادبی داشته و دارد. و این مجله مثل هر نشریه ی متعهد نمی توانست از مسایل جاری ایران دور بماند و دست به انشار نوشته های ادبی که در راستای مسایل جاری ایران بود زد. و قدمی برداشت که در نوع خود بی نظیر است و آن چاپ کتاب " صدای اعتراض قلم " است.
شاعر در جستجوی آن عدالت گم شده و به بیداد ناشی از جهلی می اندیشد که هجوم آورده و فرش زربفت و پرده ی جواهرنشان را غارت و تکه تکه میکند ، اما قادر به تخریب روح باستانی ایوان مدائن نیست
![]() "با خودم حرف می زنم"سومین مجموعه شعر از روجا چمنکار است.آثار دیگر او "رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری"و دیگری "سنگ های نه ماهه"نام دارد.
نوشته ی: روح الله کاملی
سید مهدی شجاعی را پیشترها با نام دو کتاب «کشتی پهلو گرفته» و «آفتاب در حجاب» میشناسیم. دو کتاب شاخص این مؤلف.
این اثر را با چشم های باز به جنبش آزادی خواهانه ی سبز و جعفر پناهی هنرمند سبز در بند هدیه می کنم امید دارم یک سال کار بی وقفه من لیاقت من ها را داشته باشد چرا که باور دارم ما سبزها بیشمار یکی هستیم با اندیشه های متفاوت . الیاس قنواتی ![]() صدای دستگیره ی در قطع می شود. سکوت به اتاقم می رسد. سیاهی با جسم پنجره یکی شده. دارند به ما نگاه می کنند، پشت سوراخ کلید مردمک های رنگی در حرکت اند.
و در خواب دیدم که کنار در خانه ام نشسته بودم و سرم بریده بود
|

مولانا جلال الدين محمد بلخي
امروز روز شادي و امسال سال گل نيكوست حال ما كه نكو باد حال گل
گل را مدد رسيد زگلزار روي دوست تا چشم ما نبيند ديگر زوال گل
مست است چشم نرگس و خندان دهان باغ از كرّ و فرّ و رونق لطف و كمال گل
سوسن زبان گشوده و گفته به گوش سرو اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل
جامه دران رسيد گل از بهر داد ما زان مي دريم جامه به بوي وصال گل
گل آنجهاني است نگنجه درين جهان در عالم خيال چه گنجد خيال گل
گل كيست؟ قاصديست ز بستان عقل و جان گل چيست؟ رقعه ايست ز جاه و جمال گل
گيريم دامن گل و همراه گل شويم رقصان همي رويم به اصل و نهان گل
اصل و نهال گل، عرق لطف مصطفاست زان صدر، بدر گردد آنجا هلال گل
زنده كنند و باز پر و بال نو دهند هر چند بر كنيد شما پر و بال گل
مانند چار مرغ خليل از پي وفا در دعوت بهار ببين امتثال گل
خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار مي خند زير لب تو به زير ظلال گل








