|
سردبیر: مهناز بدیهیان |
پژوهش فلسفی: یدالله موقن |
نقل مطالب ماه مگ بدون ذکر ماخذ ممنوع است
|
درباره ما
تماس پیوند ها |
|
|
![]() نمایشنامه ده دقیقه ای"هفت کودک فلسطینی" نمایشنامه ای است که دبورا مرگولین در ادامه گفتگو با کاریل چرچیل نوشته است. کاریل چرچیل، نمایشنامه نویس برجسته انگلیسی بعد از شرایط دردناک غزه در زمان بمباران های اسرائیل در ژانویه 2009 نمایشنامه جنجالی "هفت کودک یهودی"را بعنوان جوابیه ای ![]() تابستان گذشته برای گيشه آمريکا بهترين دورانی بود که تاکنون ثبت شد و بيش از 4.3 بيليون دلار بليط فروخته شد. ![]() پرویز مشکاتیان (1388-1334) پرویز مشکاتیان در اردیبهشت 1334 در نیشابور به دنیا آمد، آموزش موسیقی و نواختن سنتور را از کودکی نزد پدرش، حسن مشکاتیان آغاز کرد. او سپس به تهران رفت و در کنار آموختن آکادمیک موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت فرا گرفت و در کنار آن ریزه کاری های نوازندگی (به ویژه سه تار)، گوشه های مهجور و ناشناخته و ضربی های موسیقی ایرانی را از کسانی دیگری چون سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی می آموخت. ![]() اوکتاویو اوکمپو در سال 1943 در سلایا -در مکزیک دیده بجهان گشود. او تحصیلات خود را در رشته ی هنر و نقاشی ![]() در این بیانیه آمده است که مردم ایران بار دیگر "شاهد هتاکی برخی قلم به دستان مغرض به اهالی فرهنگ بودند." و بستن افترا به آقای شجریان را "اهانت و گستاخی به همه ایرانیان اهل علم و فرهنگ" دانسته شده است.
تو دانی آری
دلم از این تنگنا گرفته ست .... بگو به باران ببارد امشب بشوید از رخ غبار این کوچه باغ ها را .... بکجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید
پس از اعتراض استاد شجریان به صدا و سیما و حمایت ایشان از جنبش سبز ، استاد شهرام ناظری نیز کاری منتشر نشده از
خودشان را به نام "ایران کهن" در یوتیوب قرار دادند و به این ترتیب حمایت خود را از جنبش سبز اعلام کرد . بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود سیمین بهبهانی ![]() یادداشتی از مهناز بدیهیان این تصنیف یک مانیفست تمام و کمال انقلابی است و در آن نه تنها از کشتار جوانان که از خیانت وکیلان و امیران و از ضرورت برپایی قیام ملی سخن رفته است" . |
آرشـیـو هنر |

Malekol_Shoara_Bahar
در محرّم ، اهل ري خود را دگرگون مي كنند …….
از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند
گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت
گه كفن پوشيده ، فرق خويش پرخون مي كنند
گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا
جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند
وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك»
شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند
خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها
با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند
بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز
پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند
پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه
ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند
حق گواه است،ار محمد زنده گردد ورعلي
هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند
آيد از دروازۀ شمران اگر روزي حسين،
شامش از دروازۀ دولاب بيرون مي كنند
حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب،
مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند
گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان
در دو پول،آن طفل را يك پول،مغبون مي كنند
ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان،
روزپنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند
لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد
خانم ار پیدا نشد، دعوت زخاتون میکنند
گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد،
خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند
سندی شاهک،بر زهادشان،پیغمبر است
هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند
خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان،
بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟
تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند
وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند











