زخم های کارون را نمی شود شمرد.
فرزندانش
در سرزمین مادری
زخم های کارون را نمی شود شمرد.
فرزندانش
در سرزمین مادری
به قربانت مگر سیری؟ پـــیازی؟
که تــوی بقــچه و چــادر نمازی؟
شماره ات را می گیرم،
احساس می کنم
نبودن تو را
که مثل آزادی است
شعر ارغوان از هوشنگ ابتهاج ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه […]
بر لب بیار وسوسه های نگفته را
اقرار کن شراره ی دردل نهفته را
گفتگو در مورد مسایل زنان در ایران مناظره شنیدنی چند زن جوان در سیمای میلی […]
فکری به حال کوسه های حوالی ساحل کن
پای دختری سفید را دریده اند
برو تا از قدمهایت زمین متبرک شود…..
دهانم به نفرين
دستم به سنگ بود
| © [suffusion-the-year] MahMag - magazine of arts and humanities |