دو شعر از حیدر شهنی نژاد پور

بیداری
بیداری
آهای بیداری
چند قرن دیگر باید بخوابی
چند قربانی دیگر میخواهی تا سیر خواب شوی
بیدار شو
فکری به حال کوسه های حوالی ساحل کن
پای دختری سفید را دریده اند
همه نگرانند
بیدارشو
کوسه ها را از ساحل دور کن
دخترک تا همیشه لنگ خواهد زد
چه حیف
آهای بیداری
دریا را که از وحشی گری پاک کردی
دوباره بخواب
غمت نباشد دیگر
باقی اش را به انسانها بسپر
خوب میدانند با نوزاد سیاه چه کنند
او که کنار مادرش می گرید
باید چیزهایی ببیند، قبل از تیر خلاص
مادرش گوشه اتاق بی رمق دراز کشیده
چهارده ساله سربازی هم رویش
پسرک اسلحه دارد، تیر دارد
آهای بیداری
از سینه های مادر خون میچکد
پسرک دیگر مرد شده
از اتاق کناری ضجه مادربزرگ می آید
کارشان با او تمام شده
آهای بیداری
اینجا پدران همه در خون خود خوابند
از این سرزمین بوی علف خشک و خون تازه می آید
بوی تجاوز
بوی کودکی به پایان رسیده
آهای بیداری
کارت که با کوسه ها تمام شد، دوباره بخواب
تقصیر از تو که نیست
سودان سرزمین خوبی برای تولد نیست حیدر.ش.ن 24/1/1392
……………………………………………..
جذر و مد
سالهاست
جذر و مد احساسم در دستان توست
و تو بی خبر
هر روز طوفان می کنی
ماه من
در آسمان بدرخشی یا نه
دریا فقط به عشق تو
قرنهاست بر تن امواج،
بی پروا آشیانه ترک می کند
31/1/1392 حیدر شهنی نژاد پور

متاسفم! ارسال دیدگاه بسته شده است.